ثبت نام کاربر     ورود به سایت
 نمایش مقاله  

مقالات | طبقه بندی موضوعی | جستجو | RSS

۱۳۹۳ يازدهم تير
روان شناسي فوتبال
ارسال از گروه مقالات       گروه: روان‌شناسي ورزش
تعداد مشاهدات: 1969          تعداد نظرات: 0

چرا اين ورزش اينقدر طرفدار دارد؟

روان شناسي فوتبال

نویسنده: دكتر حامد محمدي‌كنگراني

روان‌پزشك، عضو كميته‌هاي روان‌درماني و رسانه انجمن روان‌پزشكان ايران


وودي آلن، فيلمسازو بازيگر صاحب سبک هاليوود، باوجود اينكه 14-13 بار تا به حال كانديد دريافت اسکار شده و 3 اسكار هم برده است، هرگز در مراسم اسكار شركت نکرده اما براي تماشاي همه مسابقه‌هاي بسكتبال NBA (اتحاديه بسكتبال آمريكا) مي‌رود. وقتي از او پرسيدند شما كه اينقدر روشنفكر هستي، چطور تا اين حد اهل ورزشي و چه شباهت و تفاوتي بين فيلم‌هاي شما و اين مسابقه‌ها وجود دارد؟ گفت: «اگر فيلم‌هاي مرا 200 بار هم نگاه كنيد، آخرش يك اتفاق ثابت مي‌افتد و تمام مي‌شود، همان‌طور كه هميشه تمام مي‌شده اما اگر 200 بار به تماشاي بسكتبال برويد، هر بار با دفعه قبل متفاوت خواهد بود و اين تفاوت براي من زندگي است و از لحظه‌لحظه تغييراتي كه در اين مسابقه‌ها اتفاق مي‌افتد و اينكه هر لحظه امكان دارد همه چيز و نتيجه تغيير كند، احساس هيجان و جواني مي‌كنم.» اما اين فقط احساس وودي‌آلن نيست و خيلي‌ها به ورزش، مخصوصا ورزشي مثل فوتبال علاقه‌ زيادي دارند.

چرا بين اين همه ورزش، به نظر مي‌رسد فوتبال پرطرفدارتر است؟ بحث كليشه‌اي در اين مورد وجود دارد؛ يعني شباهت فوتبال يا كلا ورزش‌هاي گروهي با زندگي؛ مثلا اينكه در فوتبال چند نفر در پست دفاع، چند نفر در پست حمله و... بازي مي‌كنند كه مثل جامعه مي‌ماند و داوري هم هست كه در اين ميان قضاوت مي‌كند، درست مانند يك جامعه، اما من مي‌خواهم به اين موضوع از بعد ديگري هم نگاه كنم؛ شباهت اين ورزش به زندگي، بيشتر به دليل تصميم‌هايي است كه مي‌گيريم و برد و باخت‌هاي ناشي از آن. براي يك فوتباليست بعد از اينكه تيمش بازي‌اي را مي‌بازد، زندگي تمام نمي‌شود، همان‌طور كه وقتي ما شكست مي‌خوريم، زندگي‌مان به پايان نمي‌رسد و فرداي آن روز دوباره زندگي را از سر مي‌گيريم. مخصوصا در بازي‌هاي حذفي اين مقايسه بهتر نمود پيدا مي‌كند. موضوع ديگري كه باعث محبوبيت و پرطرفدار بودن اين ورزش مي‌شود؛ ساده بودن قوانين و قابل‌فهم بودن آن براي همه است. پيچيده‌ترين قانون فوتبال آفسايد است كه اگر كسي آن را هم چند بار مرور كند، ياد مي‌گيرد؛ پس بيشتر افراد فوتبال را مي‌فهمند. علاوه بر اين، قوانين فوتبال طي ساليان سال كمترين تغييرات را داشته و اگر آن را با قوانين ورزشي مثل كشتي مقايسه كنيم، متوجه مي‌شويم چقدر اينكه قانون‌هاي آن تقريبا سال‌ به سال عوض مي‌شود، كار فهميدنش را براي مردم عادي سخت مي‌كند.

از طرفي، بازي فوتبال به امكانات خاصي نياز ندارد و هر كس از هر طبقه‌اي مي‌تواند به آن روي بياورد و غيرحرفه‌اي در كوچه و خيابان و... بازي كند. فوتبال هر لحظه هيجان است و آن قسمتي از اين ورزش كه شبيه زندگي است، جذابيتش را دوچندان مي‌كند. تغييرات لحظه به لحظه‌اي كه ممكن است برنده و بازنده را مخصوصا در بازي‌هاي حذفي تغيير دهد، اينكه يك اشتباه ممكن است قابل‌جبران نباشد و باعث باخت شود، اينكه اشتباه يك بازيكن گاهي نتيجه را عوض مي‌كند و معلوم نيست فرصتي براي جبران پيدا كند يا نه، شخصيت چه كسي بيشتر به مربي بودن، بازيكن خط‌حمله، دفاع و... بودن مي‌خورد، اينكه در زندگي هم مي‌توانيم هر وقت خسته شديم مانند يك بازيكن فوتبال كه درخواست تعويض مي‌كند، مدتي گوشه‌اي به استراحت بنشينيم، شباهت زيادي به زندگي دارد.

هيجان فوتبال آن را جهانشمول كرد اما مثلا هيجان بسكتبال خيلي بيشتر از فوتبال است اما مثل اين ورزش پرطرفدار نيست چون قوانين پيچيده‌تر و اينكه در كشورهاي خاص‌تري انجام شد، باعث شد فقط در اين كشورها محبوبيت داشته باشد.

علاوه بر همه اينها، تجارت، تبليغات و... كه وارد فوتبال شد، آن را بيشتر به همه معرفي كرد و باعث شد جذاب‌تر شود.


فوتبال در ايران پرطرفدارتر است؟

من معتقدم در كشور ما فوتبال جاي خيلي از ورزش‌ها را گرفته است. با وجود اينكه اين روزها واليبال و بسكتبال هم كم‌كم جاي خود را باز كرده‌اند، باز هم به دليل اينكه فوتبال در كوچه و خيابان هم زياد انجام مي‌شود، عامه‌پسندتر است.

برخي معتقدند علت پرطرفدار بودن فوتبال در ايران نسبت به ديگر ورزش‌ها، اين است كه مسابقه‌هاي آن بيشتر از رسانه‌ها پخش مي‌شود. اين حرف تا حدي درست است. يادم مي‌آيد 8-7 سال پيش تصميم گرفتم روزنامه‌ ورزشي‌اي را انتخاب كنم و هر روز آن را بخرم. معيارم هم اين بود كه در آن علاوه بر فوتبال، به ورزش‌هاي ديگر هم پرداخته شده باشد، اما نتوانستم! اين موضوع و نپرداختن رسانه‌ها به ورزش‌هاي ديگر، چرخه معيوب ايجاد مي‌كند اما واقعا معلوم نيست پرطرفدار بودن فوتبال در كشور ما باعث شد صدا و سيما بيشتر مسابقه‌هاي اين ورزش را پخش كند يا پخش بيشتر مسابقه‌هاي فوتبال نسبت به ورزش‌هاي ديگر باعث شد مردم بيشتر با آن آشنا شوند.

اگر الان تلويزيون مثلا يك مسابقه تنيس را پخش كند، بيشتر مردم چون سر از امتيازدهي، قوانين و... درنمي‌آورند، بنابراين علاقه‌اي به تماشاي آن نشان نمي‌دهند. اين در حالي است كه يكي از وظايف رسانه‌ها آموزش ورزش‌هاي متنوع به مردم است.

از سوي ديگر، فوتبال از 60-50 سال پيش در كشور ما خيلي پرطرفدار بود طوري كه بازي ايران و اسرائيل كه بعد از آن مردم به خيابان ريختند، هرگز از يادها نمي‌رود پس فقط تقصير از تلويزيون نيست! همين حالا اگر دو مسابقه مثلا بسكتبال و فوتبال همزمان پخش شود و تلويزيون مسابقه فوتبال را نشان ندهد، خيلي‌ها اعتراض مي‌كنند.

نكته ديگري كه وجود دارد، اين است كه فوتبال از معدود ورزش‌هاي گروهي بوده كه سال‌ها پيش ايران در آن تا حدي موفق شده و مثلا قبلا در واليبال و بسكتبال و... آنچنان موفق نبود. حالا هم هر چند اين ورزش‌ها پيشرفت بيشتري كرده‌اند، اما باز هم صدا و سيماي ايران بيشتر به اين توجه مي‌كند كه با پخش كدام مسابقه ورزشي مي‌تواند تبليغات بيشتري جذب كند و درآمد بيشتري داشته باشد و به آن مي‌پردازد.


مردها بيشتر طرفدار فوتبال‌اند؟

روزگاري در تمام دنيا تقريبا مردسالاري رواج داشت. از طرفي ورزش متعلق به اشراف بود و بعد كم‌كم به ميان مردم عادي راه پيدا كرد مثل فوتبال كه ورزش ارتشي‌ها و اشراف انگليسي بود و بعد به ورزش طبقه‌هاي ديگر اجتماع هم تبديل شد. در يونان قديم، مسابقه‌هاي المپيك، بيشتر براساس قدرت مردانه انجام مي‌شد؛ يعني هر چه قوي‌تر، سريع‌تر و بلندتر! اما طي سال‌هاي اخير (60-50 سال اخير)، به علت تغيير و تحول‌هاي زياد جوامع و نگرش‌ها، خانم‌ها هم توانستند حضور فعالي در ورزش داشته باشند به‌طوري كه امروز مي‌بينيم بازي‌هاي مردان را هم قضاوت مي‌كنند و براي اولين‌بار در فرانسه، يك خانم مربيگري يك تيم فوتبال مردان را برعهده گرفته است.پس اصلا نمي‌توان گفت مثل چند سال پيش، مردها بيشتر طرفدار فوتبال و اهل ورزش‌اند. ذات همه انسان‌‌ها دوستدار هيجان،‌ تفريح، تغيير ناگهاني و... است و اين حس زن و مرد نمي‌شناسند فوتبال هم ورزشي است كه هر لحظه‌اش يك اتفاق و هيجان است. يك واقعيت ديگر را هم نبايد ناديده گرفت؛ در همه كشورها ليگ‌هاي فوتبال، بسكتبال و... هم براي ورزشكاران خانم و هم آقا وجود دارد، اما برتري جسماني، چالاكي و فرزي مردها در انجام كارهاي بدني باعث شده در رشته‌هايي كه به تحرك و قدرت بيشتري نياز دارد، موفق‌تر باشند و مسابقه‌هايشان جذاب‌تر باشد بنابراين مسابقه‌هايشان بيننده بيشتري هم دارد. وقتي بيننده بيشتر باشد، پول بيشتري هم در آن هست و معلوم است كه رسانه‌ها بيشتر مسابقه‌هاي آنها را پخش مي‌كنند.


فوتبال، زنان و مردان

فوتبال و ورزش در جامعه ما حكايتي مثل سيگار پيدا كرده؛ شايد همان‌طور که برخي خانم‌هاي ايراني سيگار مي‌كشند تا بگويند چيزي از آقايان كم ندارند، متجددند، بزرگ شده‌اند، بعضي از آنها خود را تماشاگر و طرفدار فوتبال معرفي مي‌كنند تا بگويند در هيچ زمينه‌اي از مردان عقب نمي‌مانند.

به هر حال در جوامعي كه محدويت‌هايي وجود دارد، خانم‌ها براي اثبات خود دست به كارهايي مي‌زنند. اگر به يك خانم در كشوري ديگر بگويند ركوردهاي خانم‌ها در ورزش‌هاي گوناگون از مردها كمتر است، مي‌پذيرد ولي اگر همين حرف را به خانمي در كشورهاي در حال توسعه بزنيد، ممكن است پاسخ بشنويد: «اصلا اين‌طور نيست!»

در كشور ما رقابتي بين خانم‌ها و آقايان ايجاد شده. خانم‌ها مي‌خواهند بگويند ما اهل هيجان و ورزشي هستيم، قوانين را خوب مي‌دانيم و حتي كل‌‌كل‌هاي فوتبالي آنها بيشتر است. از طرفي، بزرگ‌ترين هووي خانم‌هاي ايراني، هميشه فوتبال بوده است ولي خانم‌ها كم‌كم ياد گرفتند به جاي جنگيدن، كم‌كم خودشان هم يك پاي قضيه شوند تا هم لذت ببرند، هم خود را ثابت كنند و هم كمتر عذاب بكشند كه چرا همسرشان وقتش را به تماشاي مسابقه فوتبال اختصاص مي‌دهد. كم‌كم خيلي از آنها كه به اجبار پابه‌پاي همسرشان فوتبال مي‌ديدند، به اين ورزش علاقه‌مند شدند و خيلي‌ها آن را جذاب يافتند.

يادمان نرود فرهنگ‌ها هم تغيير كرده و اين در بيشتر شدن طرفداران فوتبال ميان خانم‌ها بي‌تاثير نبوده. قديم‌ترها خيلي از خانواده‌ها اينكه خانمي به تماشاي مسابقه فوتبال مردان بنشيند، نمي‌پسنديدند در حالي كه اين نگاه امروز خيلي‌خيلي كمتر وجود دارد.


ورزش ديروز ،تجارت امروز

در نهايت اينكه، ورزش امروز تجارت است؛ چرا تعداد تيم‌هاي شركت‌كننده در جام‌ جهاني از 24 به 32 رسيد؟ چون هر چقدر تعداد تيم‌‌ها بيشتر شود، مسابقه بيشتري انجام مي‌شود و پول بيشتري به دست مي‌آيد، اما در كنار آن عواملي مثل كيفيت، هيجان، غيرقابل‌ پيش‌بيني بودن و لحظه‌لحظه تغيير، نياز ما به هيجان و اضطراب و دلشوره خوشايند تعليق و اينكه چه اتفاقي خواهد افتاد، بر جذابيت فوتبال مي‌افزايد و باعث مي‌شود تا حدي استرس‌ها و مشكلات روزمره را دقايقي كنار بگذاريم و تمام هوش و حواسمان را به آنچه پيش چشمانمان مي‌گذرد، بدهيم. وقتي دور هم جمع مي‌شويم تا فوتبال ببينيم، هيجان گروهي كه به هم منتقل مي‌كنيم، باعث مي‌شود با هر اتفاقي كوچكي فرياد بزنيم و از تماشاي بازي لذت ببريم. در واقع فوتبال نياز ما را به اين احساس بيشتر مي‌كند.

به نظرم خوب است به اين نكته‌ها فكر كنيم؛ وقتي تيمي مي‌بازد، بازيكنانش چطور دوباره شروع مي‌كنند، وقتي بازيكني خطايي فاحش مرتكب مي‌شود كه نتيجه را تغيير مي‌دهد و هزاران نفر را مي‌رنجاند، چطور دوباره خود را آماده مي‌كند و در مسابقه بعدي وارد زمين مي‌شود؟ اين يعني حرفه‌اي بودن و مي‌توان از آن ، شوق و ذوق براي شروع دوباره در زندگي واقعي را هم ياد گرفت.


فوتبال؛ همه جا، آنجا، اينجا

فوتبال مي‌تواند بر سلامت رواني هم تاثير داشته باشد. مي‌تواند احساسات و روابط ما را با دوستان و جامعه اطرافمان تغيير دهد، روي ميزان اعتماد به‌نفس ما اثر بگذارد و... تا جايي پيش رود که يک تحقيق جديد مي‌گويد: «از هر 4 نفر طرفدار فوتبال يک نفرشان بر تاثير و تغييرات زندگي‌اش در اثر فوتبال تاکيد مي‌کند و آن را مهم‌ترين عامل در زندگي‌اش مي‌داند.»

وارد شدن به حال و هواي فوتبال از جام‌هاي کوچک و محلي گرفته تا مسابقه‌هاي بزرگ مثل جام‌جهاني باعث تغيير مسير استرس‌ها مي‌شود. کساني که درگير فوتبال مي‌شوند، به نوعي از استرس‌ها و فشارهاي زندگي فرار مي‌کنند و به دنياي ديگري پناه مي‌برند که نامش دنياي فراغت است.


پيش‌بيني که باخت ندارد

آيا تيم ما مي‌برد؟ مي‌بازد؟ مساوي مي‌کند؟ تيم رقيب چه مي‌کند؟ چه تيمي قوي‌تر شده و چه تيمي ضعيف بازي مي‌کند؟ پيش‌بيني و نگاه کردن به آينده هميشه با استرس همراه است اما استرس در دنياي فوتبال با نوعي راحتي خيال هم پيوند مي‌خورد. افراد از فکر اينکه شکست بخورند ناراحت مي‌شوند اما دست به پيش‌بيني امني مي‌زنند که در نهايت نتيجه‌اش هرچه باشد، زندگي آنها را زير و رو نمي‌کند. آنها مي‌توانند در کمال راحتي به تماشاي بازي تيم‌هاي مورد علاقه‌شان بنشينند و سطح بالايي از هيجان را تجربه کنند، بعد بخوابند و فردا صبح سر کارشان بروند.


انعکاس شادماني

وقتي تيمي که طرفدارش هستيد خوب بازي مي‌کند، در شما احساس شادماني بزرگي به وجود مي‌آيد؛ لذت زيادي را تجربه مي‌کنيد و در ساده‌ترين نوع بيان احساس مي‌کنيد که حالتان خوب است! اين احساس چه در جمع باشيد و چه به تنهايي به تماشاي فوتبال بنشينيد در شما به وجود مي‌آيد. اگر حالتان خوب باشد، بهتر مي‌شويد و اگر کمي افسرده باشيد، اين حس در شما کم مي‌شود اما اگر تيم شما ببازد، لزوما تمام اين تاثيرات مثبت کفه خوبي‌هايش روي سلامت روان شما برنمي‌گردد چون شادماني و هيجان باعث ترشح هورمون‌هايي در بدن شده که حال شما را در طول بازي بهتر کرده است.


پاکسازي با فوتبال

شايد جالب باشد اگر بدانيد از تماشاي فوتبال به‌عنوان يک پاک‌کننده ياد مي‌کنند، خصوصا براي کساني که وارد فضاي ورزشگاه مي‌شوند. آنها با پوشيدن لباس تيم محبوبشان، استفاده از ادبياتي که مخصوص اين فضاست و در زندگي روزمره جايي ندارد و خواندن شعرها و دادن شعارهايي که به نفع تيم يا بر ضد تيم رقيبشان است، ناخودآگاه وارد پروسه‌اي مي‌شوند که شبيه به پاکسازي براي از بين بردن تنش‌هاي دروني است. آنها با تمام نيرو فرياد مي‌زنند، مي‌خوانند و دست در دست همديگر شادي مي‌کنند و حتي غم‌هايشان را در جمعي که احساساتي شبيه خودشان دارند، بروز مي‌دهند و خلاصه اينکه احساسات و عواطفي که جايي براي بروز در اين فضاي زندگي ندارد، در فضاي ورزشگاه‌ها، محلي براي بروز پيدا مي‌کند و البته گاهي همين باعث مي‌شود که شاهد رفتارهاي ناهنجار هم باشيم.


خودکشي نکردن با فوتبال

فوتبال خصوصا براي جوان‌ترها از اهميت بيشتري برخوردار است چراکه در سن جواني افراد با استرس‌ها و ترس‌ها و بيم‌هاي بيشتري مواجه هستند و همان‌طور که آمار خودکشي نشان مي‌دهد، بيشترين خطر خودکشي گروه سني زير 35 سال را تهديد مي‌کند در حالي که قرار گرفتن در فضاي اين هيجان و در ميان گروه مي‌تواند چنين فکري را از ذهن افراد دور کند.


کم کردن احساس باخت

گاهي طرفداران وسواسي فوتبال احساس ترس بسيار زيادي از باخت دارند اما وقتي در گروه قرار مي‌گيرند و زمان باخت تنها ناراحتي خودشان و بي‌تفاوتي ديگران را نمي‌بينند، به نوعي با آرامش بيشتري هم بازي را دنبال مي‌کنند و هم با همسرايي درباره غم‌هايشان بر اين حس غلبه مي‌کنند. غم مشترک حتي بسياري را به هم پيوند مي‌دهد و مي‌تواند گروه‌هاي دوستي را بسازد.


جام‌جهاني و کاهش اورژانس‌هاي رواني

تاثير مسابقه‌هاي جام‌جهاني مستقيم هم ارزيابي شده و آمار نشان داده طي اين زمان تعداد افرادي که درخواست اورژانسي براي ديدن روان‌شناس يا مشاور دارند، بسيار پايين مي‌آيد.


جام‌جهاني و ديدارهاي واقعي

در عصر اينترنت که روابط بيشتر روي مجازي پيدا کرده‌اند تا واقعي و رودررو، در زمان برگزاري مسابقه‌ها افراد ترجيح مي‌دهند در کنار دوستان و اعضاي خانواده اين بازي‌ها را تماشا کنند که اين موضوع خود يکي از عوامل موثر در بالا رفتن ميزان ارتباطات اجتماعي و در پي آن سلامت رواني افراد است.


جام‌جهاني و وحشي‌گري‌هاي قانوني

هرچند گاهي خشونت تماشاچي‌ها و ناتواني آنها در کنترل احساساتشان منجر به بروز وقايعي تلخ مي‌شود اما حقيقت اين است که فضاي ورزشگاه‌ها به نوعي کارت سفيد به جوان‌ها مي‌دهد تا انرژي و هيجان و خشونت خود را تخليه کنند و با خارج شدن از فضاي فوتبالي، به افراد آرام‌تري تبديل شوند که توانايي کنترل احساسات خودشان را بيشتر از قبل دارند.


جام‌جهاني و هورمون‌ها

تماشاي ورزش‌هاي پرهيجان مثل فوتبال (که البته اين روزها واليبال هم به آن اضافه شده) روي ترشح هورمون تستوسترون که تاثير سازندگي و رشددهندگي دارد، اثر مي‌گذارد و بالا و پايين شدن اين هورمون در بدن تماشاچيان فوتبال به قدري است که آن را با ميزان اين هورمون در بدن کساني که واقعا در زمين فوتبال بازي مي‌کنند، مقايسه مي‌کنند.


جام‌جهاني و حفظ روابط

داشتن رابطه قوي احساسي به‌عنوان يکي از کليدهاي حفظ سلامت روان در مرد و زن شناخته شده است. شايد بپرسيد ربط اين موضوع به فوتبال چيست؟ حقيقت اين است که فوتبال در شکل‌گيري اين روابط و نزديک شدن افراد به يکديگر مي‌تواند تاثيرگذار باشد. جالب است اگر بدانيد بيش از 90 درصد کساني که فوتبال را دنبال مي‌کنند، ترجيح مي‌دهند فوتبال را در ميان جمع دوستان و خانواده و کساني که دوستشان دارند، ببينند.


ايستادن دور از جام‌جهاني

اما واقعا همه جنبه‌هاي جام‌جهاني بر زندگي ما مثبت است؟ گذشته از به هم ريختن ساعت خواب و بيداري و تغذيه، کساني که در اين زمينه تحقيق مي‌کنند، مي‌گويند تاثيرات مثبت فوتبال تا جايي ادامه دارد که آن را در پس‌زمينه زندگي خود نگه داريد. اهميت دادن وسواس‌گونه به فوتبال و برد و باخت‌هايش، نه‌تنها نمي‌تواند اعتماد به‌نفس شما را بالا ببرد، که مي‌تواند به تضعيف روحيه، دور شدن از اعضاي خانواده و فراموش کردن مسئوليت‌هاي خانوادگي و اجتماعي منجر شود. پس لازم است گاهي به پشت سرتان هم نگاه کنيد و ببينيد بچه‌هايتان دارند چه کار مي‌کنند و خودتان چه بايد مي‌کرديد که از آن غافل شده‌ايد.


منبع: هفته نامه سلامت

نظرات کاربران
در حال حاضر نظری در مورد مقاله داده نشده است. می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید!
جهت ارسال نظر باید تأیید هویت شده باشید. می توانید در اینجا مشخصات خود را وارد نمایید.


 

تمام حقوق مادی و معنوی برای مؤسسه آلاچیق روان محفوظ می باشد       سیاست گذاری سایت   روش استفاده از سایت